شرمنده ام مولای من

با اینکه روضه خوانم و میخوانم از شما

فهمیده ام که هیچ نمیدانم از شما ...

 

یا ایها العزیز ! ذلیل معاصی ام !!

باید ز شرم چهره بپوشانم از شما...

 

میترسم از رسیدن آن جمعه ای که من

قبل از سلام ، روی بگردانم از شما !

 

رویی نمانده است به چشمت نظر کنم

پس بی دلیل نیست ؛ گریزانم از شما...

 

 

 

 

" من اصل انتظار تو را برده ام ز یاد

با انتظارهای بس فراوانم از شما "

 

شرمنده ام ولی تو دانی حقیقتی...

محض رضای ذائقه می خوانم از شما!!

/ 0 نظر / 11 بازدید