انواع اشک از منظر قرآن



یک نوع گریه، گریستن به هنگام دعا است. دعایی که در اصل درخواست نیاز است و اگر در حال عجز و نیاز، فرد اشک بریزد؛ کاری عجیب نیست.


 از منظر قرآن گریه و اشک ریختن انواع مختلف و کارایی‌های گوناگونی دارد. برخی از آنجا که با این انواع و اقسام آشنا نیستند؛ دچار شبهه می‌شوند و می‌گویند: «چرا باید در حال دعا گریه کرد؟» به خیال آنها که این کار، واجب و لازمه ی برآورده شدن درخواست از طرف خدا است. در این متن ضمن بیان انواع گریه، به این پرسش نیز پاسخ می‌دهیم.


۱- اشک شوق :

یکی از انواع گریه در قرآن، اشک شوق است. اشک شوق اشکی است که بر اثر شادمانی و شعف از چشم جاری می‌شود. اشکی که یک قهرمان روی سکوی قهرمانی می‌ریزد یا اشکی که پس از به دنیا آمدن فرزند از چشمان مادر خارج می‌شود، اشک شوق است. قرآن اشک ریختن مسیحیان پس از مواجهه با تعالیم اسلام را گریه از روی شوق معرفی کرده و فرموده: «وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ [مائده/۸۳]

و چون آنچه را به سوى این پیامبر نازل شده بشنوند، می‌‏بینى بر اثر آن حقیقتى که شناخته‌اند؛ اشک از چشمهایشان سرازیر مى‌شود مى‏ گویند پروردگارا ما ایمان آورده‏ ایم پس ما را در زمره گواهان بنویس.»


۲- اشک خوف :

دومین نوع گریه که در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است؛ اشک خوف و گریه از روی ترس است. اگر انسانی از مسئله‌ای بترسد؛ یکی از واکنش‌های او می‌تواند گریه باشد. گریه در اینجا بیانگر عجز است. اما انسان‌های با ایمان از آنجا که به قدرت الهی اعتقاد دارند؛ به راحتی مغلوب موارد کوچک و مشکلات بی‌ارزش نمی‌شوند. آنها تنها از خدا هراسان هستند. البته نه به این خاطر که خدا ترسناک است؛ بلکه به سبب رفتارهای خودشان و نتیجه اعمالشان ترسان هستند و اشک می‌ریزند. این نوع اشک در قرآن به این صورت بیان شده است: «إِنَّمَا یُؤْمِنُ بِآیَاتِنَا الَّذِینَ إِذَا ذُکِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا یَسْتَکْبِرُونَ[سجده/۱۵]

تنها کسانی به آیات ما ایمان می‌‏آورند که هر وقت این آیات به آنها یاد آوری شود به سجده می‌افتند، و تسبیح و حمد پروردگارشان را بجای می‌آورند و تکبر نمی‌کنند.»


۳- اشک حزن و حسرت :

گاهی انسان حسرت گذشته و از دست رفتن چیزهای با ارزش را می‌خورد و ناراحت می‌شود؛ در این حالت نیز ممکن است فرد گریه کند. در این میان حسرت افراد با ایمان، رنگی دیگر دارد. آنها حسرتی دنیوی ندارند و حزن آنها رنگ و بوی دیگری دارد. قرآن حسرت عده‌ای از مؤمنان را اینگونه مطرح می‌کند: «لَا عَلَى الَّذِینَ إِذَا مَا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لَا أَجِدُ مَا أَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّوْا وَأَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلَّا یَجِدُوا مَا یُنْفِقُونَ[توبه/۹۲]

و همچنین بر آن مؤمنانی که چون مهیای جهاد شده و نزد تو آیند که زاد و لوازم سفر آنها را مهیا سازی و تو پاسخ دهی که من مالی که به شما مساعدت کنم ندارم برمی‌گردند در حالی که از شدت حزن اشک از چشمانشان جاری است که چرا نمی‌توانند مخارج سفر خود فراهم سازند.»

این آیه گریه رزمندگانی را بازگو می‌کند که از جهاد جامانده‌اند. آنها دوست داشتند که با اسبی به جبهه جنگ اعزام شوند؛ ولی چون امکانات کافی نبود، از جهاد باز ماندند، حسرت خوردند و گریستند.


۴- گریه‌ای تقلبی :

در قرآن، نوع دیگری از گریه نیز بازگو شده است. اشکی که برای فریب دیگران است. اشکی که بویی از خدا نمی‌دهد و شیطانی است. این اشک، گریه‌ای تقلبی است؛ کاری که فرزندان حضرت یعقوب آن را انجام دادند و در قرآن به این صورت بیان شد: «وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً یَبْکُونَ[یوسف/۱۶]

و شبانگاه گریه کنان نزد پدرشان آمدند.»

در ماجرای حضرت یوسف (علیه السلام)، برادران یوسف وقتی او را در چاه انداختند و لباس خون‌آلودش را برای پدر آوردند؛ به شهادت قرآن، گریه می‌کردند و اشک می‌ریختند تا پدر آنها را مقصر نداند. این نوع اشک ریختن نه تنها هیچ ارزش و پاداشی نزد خدا ندارد؛ بلکه منفور خدا نیز است؛ چرا که این گریستن برای فریبکاری و پوشاندن حقیفت است و بر مبنای انگیزه صحیحی نیست.


این چهار نوع گریه در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است.

در این میان برخی دچار پرسش می‌شوند ؛ که چرا انسان خواسته‌هایش را از خدا با گریه طلب می‌کند. آنها می‌گویند: چرا باید هر چیزی که از خدا می‌خواهیم، همراه با اشک و ناراحتی و غصه باشد؟ چرا بیشتر در روضه‌ها از مردم خواسته می‌شود که حاجات خودشان را در نظر بگیرند ؟ آیا خدا بنده خودش را در حال گریه کردن بیشتر دوست دارد ؟

برای پاسخ به این پرسش باید چند نکته بیان شود:

الف) دعا را در لغت به معناى خواندن و درخواست کردن و در اصطلاح درخواست توأم با خضوع و تضرع بنده از خداوند دانسته‌اند.[۱]

پس همچنانکه از این معنا فهمیده می‌شود؛ دعا همراه با احساس نیاز، ناتوانی و درخواست کمک است. در چنین شرایط و حالتی نباید انتظار داشت که دعا کننده در حال سرخوشی و شادابی منظور خود را مطرح سازد. بلکه روح نیازمندی و احتیاج به طور طبیعی و بی اختیار، انسان را به حالت حزن و ناتوانی می‌کشاند. در چنین شرایطی چه بسا اشک از چشمان انسان جاری شود.


ب) دعا کردن درک محضر الهی است. ما همواره در محضر خدا هستیم اما از این مسئله غفلت می‌کنیم؛ ولی هنگام دعا سیاهی غفلت زدوده می‌شود و ما درک می‌کنیم که در پیشگاه خدا هستیم. در چنین شرایطی است که گناهان خود را به یاد می‌آوریم، کوتاهی‌ها و اشتباهات ما از جلوی چشممان می‌گذرد و به خاطر این کاستی‌هاست که انسان گریه می‌کند.


ج) گاهی به هنگام دعا انسان به یاد عظمت خدا می‌افتد و از بزرگی او قلبش خاشع می‌شود، می‌شکند و چشمانش می‌گرید. این نوع گریه در احادیث نیز بسیار مورد توجه قرار گرفته است. مثلاً امام سجاد (علیه السلام) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت کردند که حضرت فرمود: «وَ مَا مِنْ قَطْرَهٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْ قَطْرَتَیْنِ قَطْرَهِ دَمٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ قَطْرَهِ دَمْعٍ فِی‏ سَوَادِ اللَّیْلِ‏ مِنْ‏ خَشْیَهِ اللَّهِ‏[۲] و هیچ دو قطره‌ای در پیشگاه الهی دوست داشتنی تر از قطره خون شهید و اشک از عظمت خدا در سیاهی شب نیست.» از آنجا که این نوع گریستن محبوب الهی نیز هست، به کار بردن آن در حال دعا سبب محبوبیت بیشتر بنده در پیشگاه الهی می‌شود و کاری پسندیده و متناسب با حال دعا کننده است.


نتیجه آنکه: گریه انواع مختلفی دارد که در قرآن نیز به آن اشاره شده است. یکی از انواع گریه، گریستن در حال دعا است. حالتی که به طور طبیعی رخ می‌دهد و آکنده از معنای دعا و احساس عجز و ناتوانی و نیاز است. در چنین حالتی اگر فردی گریه کند؛ نه آنکه خدا او را به این حالت مجبور کرده، بلکه کاری متناسب با حالت خویش را فرد به انجام رسانده است.


منبع : خبرگزاری ایکنا

پی‌نوشت :

[۱]. عده الداعی، ابن فهد حلی، ناشر: دار الکتاب الاسلامی، بیروت، سال نشر:۱۴۰۷ق، ص۹.

[۲]. الامالی، شیخ مفید، محمد بن محمد، مترجم حسین استادولی، ناشر: بنیاد پژوهشهای اسلامی ، سال نشر:ش۱۳۶۴، ص۲۲.

/ 2 نظر / 65 بازدید
zakhmeaseman

خیلی سرفصل ماهی را انتخاب کرده بودید ...اگر کسی وقت بگذارد و خوب آنرا بخواند ؛ یقین از خیلی حواندنیها ارزش آن خیلی خیلی بیشتر است .